محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

129

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

استدلال مىكرد و ديگر بار با عموم مردم و گاهى هم با پادشاه ، و بار ديگر دست به كارى مىزد كه آنان را به احتجاج با خود برانگيزد ، مانند شكستن بت‌ها تا آنكه دربارهء آنها با او محاجّه كنند ، تا آنجا كه سرانجام براى سوزاندنش آتش افروختند ، امّا پس از آنكه او را به آتش افكندند ، از آن رهايى يافت « 1 » . در آياتى از سورهء مريم « 2 » ، قرآن كريم بيان مىدارد كه ابراهيم خليل چگونه دعوت خويش را با پدر در ميان گذارد تا او را به راه راست هدايت كند ، چنان كه پيش از اين نيز به آن اشارتى شد . همچنين بيان مىكند كه پدرش چگونه دعوتش را نپذيرفت و او را تهديد كرد كه اگر از آن كار دست نكشد ، او را سنگسار خواهد كرد و به او گفت كه دير زمانى از او دورى گزيند . امّا از ابراهيم ابو الانبياء جز اين انتظار نمىرفت كه از روى ادب و با مهرورزى ، براى او آمرزش بخواهد و مدت زمانى چشم به راه پاسخ دعوت خويش بنشيند . آنگاه كارها ميان ابراهيم و قوم او هر چه با شتاب تر گره خورد و وى تمام كوشش خويش را به كار بست تا مگر آنها را از بت پرستى باز گرداند و به پرستش خداوند يگانهء قهار بكشاند ، امّا آن مردم همواره در سركشى خويش سر گشته بر جاى ماندند ، همين موضوع بود كه حضرت ابراهيم ( ع ) را بر آن داشت تا روش‌هاى بهترى را با ايشان تجربه كند در نتيجه بت‌ها را در هم شكست و بت بزرگ را بر جاى گذارد ، باشد كه آن مردم درباره اين موضع جديد بينديشند به اميد آنكه خداوند متعال آنان را به راه درست و راست رهنمون گردد و بدانند كه آن بت‌ها حتى براى خود هم سودى ندارد و نمىتوانند زيانى را از خويشتن باز دارند تا چه رسد به آنكه براى آن مردم سود و زيانى داشته باشند . اما اين امر نيز در حق آن خشك انديشان تنها همين را افزود كه به اين نظر رسيدند تا براى يارى بت‌هاشان به زور متوسل شوند ، و براى برون شد از موضع جديد او راهى جز اين نيافتند كه ابراهيم را به آتش اندازند و گمان بردند كه آتش كار او را يكسره خواهد كرد و اين بهترين چارهء مشكل آنان با كسى خواهد بود كه آنان را كم خرد تلقى كرده و بتانشان را در هم شكسته است ، آنان حتى يك بار به اين فكر نيفتادند كه پاسخ برهان را با برهان بدهند و دريابند كه اگر حق با ابراهيم باشد ، به حق روى آورند و اين - پناه بر خدا - شيوهء آنانى است كه خداوند بر دلهاشان مهر نهاده و ديدگانشان را در هر زمان و مكانى كور كرده است ، به گونه‌اى كه تنها نيروى سركش

--> ( 1 ) . عبد الوهاب نجار ، پيشين ، ص 81 . ( 2 ) . سورهء مريم / 41 - 48 .